درد دلهای من

بنام خداوند جان و خرد

سکوت من همان فریاد بی صدا است که در بغض همیشه شکسته ام باقی میماند...

چه درد عظیمی است که مجبوری در میان مردم نقاب زده هزار نقش که خود نمیدانند بدنبال چیستند زندگی کنی و دائما"در حال نقش عوض کردن باشی...

و چه توفیق اجباریست که مجبور باشی رزق و روزی سالمت را که خداوند به تو ارزانی کرده..با روزگار و اجتماع ناسالم تقسیم نابرابر کنی و نیز همیشه بدهکار خود و خانواده ات باشی...

خدایا اهل نجاتمان کن چون غیر از تو هیچ موجودیت دیگری نخواهد توانست به داد من ومن ها برسد...

/ 3 نظر / 28 بازدید
mojtaba

سلام خوبید[لبخند][گل][گل]

کسری

[گل] یا ناجی یا شافی یا کافی